تبليغاتX
دنياي هنر رنگ و نقاشي

زندگي را به چه صورت معني كنيم

با صداي كودكانه يا بازي بچه‌گانه

زندگي را با چه رنگ كنيم

با مداد رنگي همسايه يا با خاك ذغال

زندگي را به چه تصوير كنيم

با گل خوشبو مهرباني يا گرد و غبار

زندگي را چگونه نشان دهيم

با خنده و غم يا با يك نگاه زود گذر

زندگي هر چه باشد خوش است

مهم به تصوير كشيدن آن است

مهم رنگ زندگي است

مهم با وفا بودن به زندگي است

+ نوشته شده توسط مَيسا در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت 23:21 |

اول به نام عشق دوم به نام تو و سوم به نام مرگ بر لوح شيشه‌اي قلبت بنويس :يا تو و عشق يا من و مرگ!

عشق را قرمز و تو را هفت رنگ و مرگ را سياه مي‌گيرم ......

+ نوشته شده توسط مَيسا در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 و ساعت 12:48 |

هنر دینی برای هنرمند، واسطه تقرب به حق است، هنری که مخاطب را نیز متذکر می شود و به نوعی پیام آور عالم غیب است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مَيسا در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 10:52 |
برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده: قرمز: خوش قلب اما خودپرست اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد. اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است. قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند. دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند. صورتی: مورد علاقه ديگران رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد. ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند. آبی: نظم، پشتكار، تنهايی رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد. ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد. در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنن ارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست. ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست! قهوه ای: قابل اعتماد اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد. به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد. شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد. خاكستری: احساس بی نيازی اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند. در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت. پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند. نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند. سبز: كنجكاوی رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است. دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد. روزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است. سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد. يک نکته ی رنگی : توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغيير می كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.
+ نوشته شده توسط مَيسا در دوشنبه نوزدهم شهریور 1386 و ساعت 7:21 |

كودكان و هرگونه فعاليت‌هاي خلاقه ديگر در كودكان، حس تسلط، لذت بصري و حركتي، ايجاد نظم ذهني ابتدايي و مهم‌تر از همه‌ي اين‌ها حس بسط اجتماعي و ارتباط با ديگران را سبب مي‌شود، نهايتاً اين كه متخصصان تعليم و تربيت هنر كودك، هدف آن‌ها را «آفرينش دنياي نمادين» مي‌پندارند.

زبان كودكي را شامل اشاره‌اي، بيان تجسمي، نمونه‌پردازي و حركات ژست و به‌كار بستند اعمال مي‌داند. همچنين او اظهار مي‌دارد كه آرزوي كودك اين است كه بتواند آن‌چه را كه احتياج به گفتن دارد به وسيله‌ي رنگ و خطوط توصيف كند.

حال سؤال اين است كه ويژگي‌هاي مذكور كه در هنر كودكان نهفته است، شامل «هنر بودن» مي‌گردد ياخير؟

اولين گروه از هنرمنداني كه به نقاشي كودكان توجه كردند، اكسپرسيونيست‌هاي متقدم بودند. آنان به دليل نزديكي روحي و نوع كاركرد هنري‌شان در اواخر قرن نوزدهم به هنر كودكان به‌طور جدي اهميت دادند. خصايصي كه در نقاشي كودكان وجود دارد و برخي از آن ويژگي‌ها كه در مكتب اكسپرسيونيسم حضور دارد، به طور اجمال عبارتند از:

كژنمايي واقعيت بيروني، عدم اطاعت محض از طبيعت، عدم بهره‌وري از اصول و مفاهيم سنتي زيبايي‌شناسانه (غير خلاق)، مبالغه و اغراق در صور طبيعي، نمادگرايي و پرداختن به عواطف دروني، رازپردازي‌هاي سوررئاليستي، ديد رنگي، عواطف تند رنگي، هماهنگي‌هاي ناب تصويري عاري از صور عيني يا استعاري، پرداختن به انگيزش‌هاي آزاد ذهني (هنري)، سپردن خويشتن خويش به نيروهاي خلاق بيان شكل و رنگ، پرداختن به موضوع‌هاي خيالي، شاعرانه، افسانه‌اي و بيان قوي را در اختيار تجربه‌هاي ذهني قرار دادن، هادي دروني ناهشيار، شوخ‌طبعي هنري، تمايل به انگيزش‌هاي خودجوش، بي‌خيالي شادمانه و متانت، بي‌مقصدي در خلق اثر هنري و نهايتاً تنها قانون آنان «ضرورت دروني».

شايد علت توجه پيروان مكتب اكسپرسيونيست‌ به نقاشي‌هاي كودكان با عنايت به كودكي درونشان باشد و اين نزديكي هنري و فعاليت‌هاي آگاهانه‌ي هنرمندان خلاق باعث نوعي نگرش جديد در جهان هنر شد و موجب ابداع مكاتب هنري در قرن بيستم گشت. رويين پاكباز در تعريف «نقاشي كودكان» چنين مي‌نويسد : «نوعي بيان تجسمي خودانگيخته مربوط به كودكان و نوجوانان (تقريباً از ۵ تا ۱۵ سال) است كه با هنر بدوي همانندي دارد. با در نظر گرفتن محدوده‌ي هنر بچه‌ها، نوعي كمال احساس و بيان در آن قابل تشخيص است. در سده‌ي بيستم، همگام با ارزيابي‌هاي انگيزه‌هاي غريزي در فرآيند خلاقيت هنري، توجه به كيفيت‌هاي بارز رنگ و طرح در نقاشي‌ بچه‌ها نيز اهميت يافته است. بسياري از هنرمندان مدرن چون كله، پيكاسو و ماتيس عميقاً تحت تأثير بيان كودكانه قرار گرفته‌اند»

زماني كه هنرمندان بزرگي همچون كاندينسكي، كله، شاگال و بسياري ديگر براي يافتن شيوه‌ي جديد در هنرهاي تجسمي تلاش مي‌كردند، و قصد اين را داشتند كه انقلابي تازه در هنرهاي تجسمي به‌وجود آوردند و سنت‌هاي گذشته را درهم شكنند و طرحي نو دراندازند، به بيان كودكانه گرايش پيدا كردند. اين نگاه نو كه در ابتدا با واكنش‌هاي متعدد اجتماعي همراه بود در نهايت هر چه به انتهاي بيستم حركت مي‌كرد، حقايق بيشتر كشف مي‌شد و مسئله شفافيت عميق‌تري مي‌يافت و علت گرايش هنرمندان مطرح جهان و تئورسين‌هاي هنر نوين به سوي هنر كودكان آشكارتر مي‌گشت.

در جهان معاصر ده‌ها سبك و مكتب هنري در ‌جهان هنر به منصه ظهور رسيده است و در بسياري بيان ساده، بي‌آلايش و ابتدايي كودكانه مورد توجه قرار گرفته است. اين رويكرد زماني قوت گرفت كه «نوانديشي» در هنرهاي گوناگون ضرورتش بيشتر مشخص شد و هنرمندان بزرگي منابع الهام آثار خود را از نقاشي‌هاي كودكان يافتند.

پيكاسو براي منبع تخيل خود، آفريقا را كشف كرد و به‌دنبال آن تحقيقات مفصلي پيرامون هنر قبايل گوناگون آفريقايي، مكزيك، بربرها و انسان‌هاي بدوي و غارنشين انجام گرفت. اين پژوهش‌هاي جديد ثابت كرد كه هنر در قالب روحيات ملت‌ها و كيفيت تمدن‌ها به‌وجود مي‌آيد و برعهده‌ي نقاشان معاصر است كه به تمامي اين سبك‌هاي بياني خلاق غير مكشوف بپردازند و صادقانه اعتراف كنند كه هنر را صرفاً آكادمي‌ها به هنرمندان نياموخته‌ است بلكه بسياري از منابع خلاقيت همچنان وجود دارند كه كشف نشده‌اند.

در نتيجه هنرمندان به هنر كودكان براي دست‌يابي به بياني تازه توجه كردند و آن را نوعي بيان هنري به شمار آوردند كه داراي ويژگي‌هاي هنر انسان ابتدايي و سبكي همانند سبك هنرمندان نوپرداز آگاه امروز است. افزون بر اين، هنرمندان خلاق معاصر به اين نتيجه رسيدند كه هنر خود را چون نقاشي‌هاي كودكان ساده و پر رمز و راز ارايه دهند، البته به شكلي اصيل‌تر و مؤثرتر تا شايد انعكاس واقعي ايده ي هنرمند باشد.

كودك به‌‌آساني و بدون هيچ قيد و بندي از احساس و برداشت خود سخن مي‌گويد و آن را با خطوط و رنگ عرضه مي‌دارد. لذا برخي از هنرمندان از اين كاركرد، استفاده كردند و دلبسته‌ي آن شدند. از زبان آن‌ها بارها نقل شده است كه: «هنري كه هنرمند آگاه امروزي آرزوي رسيدن به آن را دارد، هنر كودكان است» هنري كه در عالي‌ترين و در عين‌حال ساده‌ترين شكل خود، با ما به سخن مي‌نشيند، هنري صادق. هنر كودكان در مقابل هنرهاي ديگر يك ويژگي شاخص دارد. اين خصلت مهم اين است كه هنر

كودكان هنري است كه هيچ تمدن و فرهنگي آن را پژمرده نساخته است. رؤياي ديرپاي انسان براي بازگشت به روزگار كودكي و صداقت و رهايي است، رهايي از تأثيرات تمدن صنعتي.

ويژگي‌هايي را كه مكتب رمانتيسم و انتزاع‌گرايان به ما ارايه داده‌اند، اوج تجلي آن در هنر بدوي و كودكانه نهفته است. اصولاً در قرن حاضر هنرمندان به هنري عنايت دارند كه آميزه‌اي از آگاهي و ناخودآگاهي است كه در اين خصوص كودك از ديگران پيشي گرفته است. «كبرا» نام گروهي است كه در سال ۱۹۴۸ و توسط چندين تن از هنرمندان و منتقدان در پاريس شكل خاص خود را يافت. آپل، الشينسكي، يورن، دوبوفه و چند نمايشگاه و انتشار يك مجله كردند. گروه «كبري» در سال ۱۹۵۱ منحل شد اما در جريان بعدي هنر شمال اروپا اثري مهم برجاي گذاشت. شيوه‌ي اين گروه «نوانديش» در هنر نقاشي، بهره‌‌گرفتن از سمبل‌ها در رنگ‌گذاري، بيان شاعرانه‌ي اشكال و زبان خاص هنر كودكان بود. لذا هنر معاصر شاهد تحولي است كه در آن هنر هنرمند يك لحظه‌ي شاعرانه و شوق‌انگيز با حركت سريع دست را تجربه مي‌نمود و احساس خود را همچون نقاشان شرق دور بر روي سطح بوم يا كاغذ انتقال مي‌داد.

در ماجراي كار خلاقه‌ي كودك، يك اتفاق بزرگ روي مي‌دهد. اين اتفاق بزرگ ارتباط كودك با اثرش است. او با كار خود به‌پيش مي‌رود، به جايي كه ديگر اثر، راهبر است و كودك خلق خودبخودي را آغاز مي‌كند و هدايت‌گرِ ناهشياري او را به‌سوي ناب‌ترين شكل‌ها و رنگ‌ها رهنمون مي‌نمايد.

اين اتفاق را همه‌ي كودكان تجربه كرده‌اند و لحظات شيرينش را به‌ياد دارند، زمان حركت و خلق كردن دقيقاً لحظه‌ي زيبايي است، براي كودك فعاليت‌هاي خلاق جزو پُرشعف‌ترين لحظات ناب زندگي است، اين لحظه زماني است كه كودك كارش را با احساس و عاطفه آغاز مي‌كند و با همان شور و شعف و احساس كاملاً شخصي به پايان مي رساند. فعاليت خلاق هنري كودكان و بزرگسالان در اين نقطه شبيه به يكديگر مي‌شود. زماني كه انساني ـ كودك يا بزرگ‌سال ـ به خلق هنري مي‌پردازد، هنر و خلاقيت آن‌ها را با خودش مي‌برد و احساسات ناب هنري است كه به او مي‌گويداين‌جا چه رنگي باشد يا چه شكلي و .... مدرنيست‌ها به دنبال اين لحظات شعف‌انگيز هستند، امپرسيونيست‌ها و برخي از هنرمندان نوگرا به اين بخش كودكي رسيده‌اند و نگرش كودكانه در اثرشان موج مي‌زند، به همين دليل ديدگاه آنان خاص و شخصي مي‌گردد، كه درك و فهم آن نيازمند تربيت ذهن و چشماني مسلح به درك هنر مي‌باشد. نقاشان مدرن ويژگي‌هاي خلاقه خود را از نوع نگرش منتقدانه نسبت به پيرامون و زمان خود به دست آورده‌اند.

آنان با استفاده از نيروي غيرقابل اجتناب و با عشقي نوين به‌دنبال كشف حقيقت بودند، آنان تنها به ديدن با چشم سر قانع نبودند، ساير توانايي‌هاي ذهني، «چشم بصيرت» و تخيل كودكانه را با هم توأم كردند تا به درك مفاهيم درست مطالب دست يابند.  

مشخصات و ويژگي‌هايي را كه به طور خلاصه از مدرنيسم و مدرنيست‌ها برشمرديم، خصايصي بود كه دنيا به آن ايمان آورده و آن را تلفيقي از تضادها و واقعيات جهان معاصر مي‌پندارد.

كارشناسان هنر تعليم و تربيت كودكان علت‌هاي زيادي براي كار خلاقه‌ي كودك قايل هستند كه برخي از آن ها را برمي‌شمريم: كارشناسان هدف از نقاشي‌ها و فعاليت خلاقه‌ي كودكي را ارضاي جنبه ي شخصي خود مي‌پندارند و معتقد هستند كه نقاشي كردن براي آنان به منزله‌ي بازي كردن است و آن را نوعي بازي و تصوير ذهني هم خوانده‌اندو آنان د تحقيقات متعددي، اعتراف كرده‌اند كه كودكان در حين نقاشي و كار خلاقه، به‌نوعي به تخليه ي رواني و شخصي مي‌رسند كه در نهايت به پرورش جنبه‌هاي رشد و مهارتي مي‌انجامد. نقاشي و فعاليت‌هاي خلاقه در كودكان باعث رشد شناخت مواد متفاوت، رشد هوش، رشد زيست شناسي و شناسايي ساختارهاي موجود مي‌شود و نيز سبب كسب سازگاري با محيط و يافتن نگاه نو. كودكان با نقاشي كردن رويدادهاي شخصي را بازسازي مي‌كنند و تمايلات شخصي آنان ارضا مي‌گردد.

 

+ نوشته شده توسط مَيسا در شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت 8:18 |