تبليغاتX
دنياي هنر رنگ و نقاشي

رسم پوشیدن لباس عروس به رنگ سفید، به دوران ملكه ویكتوریا برمی‌گردد. پیش از آن عروس ها، بسته به موقعیت اجتماعی خود، انواع متنوعی از رنگ ها و مواد را برای لباس عروس انتخاب می‌كردند. در آن روزگار رنگ سفید نشانه پاكی و عفت نبود، بلكه رنگ آبی دارای این معنا بود. در حقیقت بسیاری از زنان به همین دلیل رنگ آبی را برای لباس عروسی خود انتخاب می‌كردند. از طرفی رنگ سفید نشانه ثروت و توانگری بود.

ازدواج ملكه ویكتوریا با پسر عموی خود شاهزاده آلبرت در سال 1840، بیشترین تاثیر را بر مراسم عروسی گذاشت. ملكه ویكتوریا نخستین فرد سلطنتی نبود كه پیراهن عروس سفید رنگ پوشید، اما نخستین فرد در دوره مدرن بود. رنگ سفید، رنگ مرسوم برای مراسم سوگواری سلطنتی بود و اگرچه همیشه به این عنوان استفاده نمی‌شد، اما به عنوان رنگی مناسب برای مراسم عروسی شاهانه هم محسوب نمی‌شد. ملكه و یكتوریا با ازدواج در لباسی سفید، چرخ ها را به حركت درآورد. رنگ سفید عموما برای لباس عروسی انتخاب نمی‌شد و لباس ویكتوریا باعث شگفتی شد. البته این لباس، غافلگیری ناخوشایندی نبود، زیرا به زودی زنان در سرتاسر اروپا و آمریكا از لباس های سفید برای عروسی خود استفاده كردند. اگرچه عروس هایی هم وجود داشتند كه همچنان در لباس هایی به رنگهای دیگر ازدواج می‌كردند؛ اما رنگ سفید به عنوان رنگی مناسب و عالی برای , لباس عروس تعیین شده بود و از آن زمان تا كنون ادامه یافته است. در حقیقت بسیار نادر است كه عروسی در لباسی به رنگی غیر از سفید ازدواج كند.

+ نوشته شده توسط مَيسا در دوشنبه هفتم دی 1388 و ساعت 23:55 |

چرا رنگ سیاه و سفید بر هر چیزی نقش ببندد به طور یکسان زیبایی آفرین است . مثل ماشین سفید و سیاه , اما صورت انسان به گونه ای خلق شده که تنها با رنگ سفید می تواند زیبایی را نشان دهد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مَيسا در شنبه بیست و یکم آذر 1388 و ساعت 21:50 |
بعد از یک سال دست پر آمدم

۲۴/۱۰/۸۸ بزرگترین اتفاق برای گروه میسا نه تولد نه عروسی !!!!!!!! یک اتفاق عالی و .....

    اگه خیلی مشتاقی بیاین در این وبلاگ تا خبر جدید در روزهای آتی به شما می‌گیم منتظر باشید.

+ نوشته شده توسط مَيسا در دوشنبه نهم آذر 1388 و ساعت 18:42 |
رنگ آميزي در ميان مردم فلات ايران سابقه اي دراز دارد. «گل اخرا»ي سرخ و زردي كه در باستان به كار تهيه ظروف سفالين مي رفته، و يا گل تيره اي كه از آن ظرف سفالي يكپارچه سياه مي ساخته اند، چشم جماعات اوليه را با ظروف يكپارچه رنگين طبيعي آشنا كرده بود.
خاصه آنكه با استفاده از آتش، ظروف گلي پخته به صورت سفال درمي آمده و در مجاورت درجات مختلف حرارت آفتاب و آتش، كم رنگ و پررنگ مي شده است و رنگ آميزي جديدي در برابر چشمان مردم قرار مي گرفته و الهام بخش سليقه ها مي گرديده است. شايد برخورد به گياهاني كه داراي مواد و مايعات رنگين بوده اند، يكي از وسايل رنگ آميزي پاره اي از لوازم زندگاني (چون رنگين كردن بافته هاي اوليه) بوده باشد.
برخورد به خاك هاي معدني «گچ و آهك» و همچنين گل اخراي قرمز كه با آنها ديوار كومه ها را مي آلودند و آنها را سفيد يا قرمز مي نمودند، احتمالاً شروع رنگ آميزي بوده باشد كه ديرتر زمينه وسيعي يافته است. آثار رنگين زيادي از دوره ماقبل تاريخ در دست نيست ولي با توجه به تاريخ تمدن و آشنايي با ويژگي هاي جوامع بدوي مي توان علاقه نخستين جماعات را به خودآرايي (به كمك رنگ) دريافت. علاقه آدمي به رنگ آميزي نه تنها در زمان زندگي او بوده بلكه تن و روي مردگان خود را نيز با «گل اخرا» زينت مي بخشيدند و آنان را هرچه شكوهمندتر به جهان ديگر مي فرستادند.
بعيد نيست كه روي رغبت خاص جماعات بدوي به رنگ آميزي لوازم زندگاني و همچنين خودآرايي به وسيله رنگ كه جنبه خوشايندي و تشريفاتي و ابراز تشخص داشته يك قسمت عمده كوشش آنان، در راه به دست آوردن مواد رنگين صرف شده باشد.
چند وقت طول كشيد تا توفيقي در اين راه حاصل شد معلوم نيست. زيرا برخورد تصادفي به ماده رنگين گياهي يا معدني و دانستن اين كه عصاره برگ ويج و پوست انار رنگي در زمينه زرد مي دهند و عصاره گياه اسكوتي زرد ليمويي خوشرنگ به دست مي دهد يا از برگ درختان كول رنگ مشكي روشن و از پوست تنه درخت گردو، رنگ مشكي خوشرنگ به دست مي آيد، يا گياهاني كه بر سر خود قرمز دانه دارند و رنگ قرمز آنها در مجاورت هوا و آفتاب تيره مي شود و يا برخورد به سنگ منگنز و دريافت خاصيت رنگ آن كه مخلوطش با آب و رسيدن گرما به آن، رنگ تيره اي به دست مي دهد. قاعدتاً با دنياي آن روز، وقت زيادي براي تجربه اندوختن لازم داشته است.
برخورد آنان به براده هاي فلزات (كه احياناً در دسترس آنان بوده) چون مس، قلع، سرب، كبالت و سنگ لاجورد) و سنگ چخماق و... و انديشمندي در اينكه مي توان براده ها را زينت بخشيده و آنها را هرچه شكوهمندتر به صورت نرم با سنگ سائيده و آنها را خميرمايه كرده به كار برد، برداشت هاي اوليه براي تهيه رنگ هاي لعابي بود كه در هزاره سوم پيش از ميلاد در ايران به ثمر رسيده است.
بهره گيري از رنگ به صورت عملي در هنر ايران از سفال هاي آن دوران تا به امروز، همچنان در مسيرهاي گوناگوني دنبال شده است. در دوره ايران باستان هنرمند در بكاربردن رنگ دقت داشته و رنگ را بيهوده و بي جا به كار نمي برده است و كوشش داشته است كه به وسيله رنگ در هنر خود هماهنگي به وجود آورد. گرچه هنرمند در گزينش رنگ كاملاً آزاد بوده ولي هيچ گاه در به كار بردن رنگ پذيرش هاي اصولي را زير پا نمي گذاشته و اگر هم در به كار بردن رنگ تغييري مي داده، اين تغيير از گروه آن رنگ ها بيرون نمي رفته است.
بدين گونه رنگ در هنر ايراني جلوه اي خاص و مقامي ارزشمند داشته و دارد. هنرمند ايراني، در دوره هاي رواج هنرها، در گزينش رنگ دقت و سليقه اي خاص به كار برده و مي شود گفت كه بيشتر هنرمندان سرزمين ما، رنگ را آگاهانه برگزيده اند و مي دانسته اند كه كدام رنگ را در كجا به كار ببرند حتي در بعضي دوره ها، پاره اي از هنرمندان در آثار خود از رنگ هاي غيرعادي استفاده كرده اند كه البته گاهي همين گزينش هاي غيرعادي، زيبايي خاصي به آثار هنري داده و گذشته از آن باعث شناسايي راحت و آسوده اين آثار شده است.
براي ساختن رنگ تا 1590 ميلادي (998هـ.ق) از سفيده تخم مرغ و پس از آن از صمغ، به عنوان بست (چسب) استفاده مي شده است. به احتمال زياد، تركيب اين گونه مواد با يكديگر بوده است كه لايه هاي سخت و شكننده نگاره هاي نخستين را سبب شده است. بعدها به علت مراوده نگارگران ايراني با اروپائيان از صمغ عربي به عنوان نسبت استفاده شد. صمغ عربي نه تنها قشر رنگ را سبك تر ساخت بلكه رنگ استحكام بيشتري يافت و كيفيت مات آن در مقايسه با نگاره هاي دوره هاي قبل فزوني يافت.
سير تحول تكميلي استفاده از رنگ از آن زمان تا به امروز كه بيش از ده هزار رنگ در امور بازرگاني صنعتي و هنري مي توان نام برد همچنان ادامه دارد.
+ نوشته شده توسط مَيسا در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 19:11 |
سفارشات تابلو در زمینه رنگ روغن

از ۳۰ هزار توان تا ۷۰ هزار تومان

چهره ۷۰ هزار تومان به بالا

منظره و میوه از ۳۰ هزار تومان تا ۷۰ هزار تومان

 

 هر تصویری که شما به ما بدهید قدیمی یا جدید به صورت رنگ روغن کشیده می شود و در هر اندازه دلخواه

 پذیرش فقط در تهران

 

+ نوشته شده توسط مَيسا در پنجشنبه دهم مرداد 1387 و ساعت 9:12 |

بيش از سي و دو ميليون رنگ در طبيعت شناخته شده كه همگي نشان از خالقي دارند كه آن‌ها را هدفمند آفريده و رمزي ناشناخته يا شناخته شده در آن‌ها نهفته است.مغز انسان تاكنون تنها توانسته بخش ناچيزي از مخلوقات را تجزيه و تحليل كند و براي وجودشان دلايل محكمي ارائه دهد. پروردگار, عالم هستي را از نظر تصويري بر پايه‌ي فرم و رنگ بنيان نهاد و در هر ذره‌اي معني و انرژي خاصي را نهفت كه آدمي آن‌ها را بشكافد و فلسفه‌ي وجوديشان را دريافته و از اين نشان به خالق خود دست يابد.طبيعت مي‌توانست بدون رنگ باشد. ولي ما به‌عنوان يك انسان هيچ‌گاه نمي‌توانيم محيط پيرامون خود را سياه و سفيد ببينيم. در لحظات اول تصور, شايد اين موضوع ديدني و هيجان‌‌انگيز باشد اما پس از چند لحظه همه چيز زيبائي و هيجان خود را از دست مي‌دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مَيسا در سه شنبه هشتم مرداد 1387 و ساعت 8:22 |
خلاصه:
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مَيسا در یکشنبه دوم تیر 1387 و ساعت 8:33 |